"ژرف تر از م.ر.گ"
...نوشته ها و اشعار م.ر.گ...
-جواب دادم ممنون؛ آرومم... -ولی تو که آروم نبودی، بودی؟ -آره. گفتم بهش که آروومم و همه چی خوبه... -اون چی گفت بعدش؟ -گفت می دونم آرومی؛ پرسیدم چجوری آروم می شی؟ من به آرامش نیاز دارم... -نمی دونستم معنی این حرفش چی بود؛ واسه همین هیچی نگفتم و ساکت موندم... -خوب؛ اون چی کار کرد؟ -کاری نمی کرد. فکر کنم داشت فکر می کرد... ولش مهم نیست... -آره، بی خیال... -تو چی کارا می کنی؟ -مرسی. آرومم... همه چی خوبه... آره، آره... ردیفم رفیق! -خوبه، ولی من به آرامش نیاز دارم؛ باید بیش تر بکشم تا آرووم بشم... تو چی؟ -ممنون؛ من آرومم... م.ر.گ بهمن ماه هشتاد و هشت
-پرسید تو چجوری آرووم می شی؟
نوشته شده در یکشنبه هجدهم بهمن 1388| ساعت
0:34| توسط م.ر.گ| |

